القندوزي ( مترجم : محمد على شاه محمدى )
211
ينابيع المودة لذوي القربى ( على و شكوه غدير بر فراز وحى و رسالت ) ( فارسي )
مىشدند ، آنقدر از اين درياى دانش معارف حقه الهى به ما مىرسيد كه دلها تاب تحملش را نمىداشتند و على عليه السلام در اين امر بعد از پيامبر اكرم ( ص ) صاحب ما است ، در شرح كتاب « تعرّف » آمده كه : على عليه السلام سرحلقه تمامى عارفان بلندپايه است ، و امت اسلاميه در اين اتفاق نظر دارند ، چه او را كلامى است كه احدى از بشر قبل و بعد از او را نسزد . آنگاه كه بر فراز منبر نشست و فرياد برآورد : « سلونى فانّ ما بين جنبى علما جما هذا ما زقنى النبىّ زقازقا فو الّذى نفسى بيده لو اذن للتّورات و الانجيل فاخبرت بما فيهما فصدقانى . » - « از من بپرسيد آنقدر دانش در خزانه خاطرهام تمركز يافته ، چيزى است كه رسول خدا ( ص ) پىدرپى به من القاء كردند . به خدايى كه جانم در يد قدرت اوست اگر اذن به تورات و انجيل داده شود به آنچه در آنها هست خبر دهم مرا تصديق خواهند نمود . پاسخ از خير البريّه و سخن حضرت كه فرمودند از فتنههاى آينده از من بپرسيد . . . از ابن مسعود نقل شده است كه مىگفت : قرآن بر هفت حرف نازل شده هر حرفى از آن داراى ظاهر و باطنى است همانا على عليه السلام ظاهر و باطن قرآن را مىداند تا اينجا از كتاب فصل الخطاب نقل شده است . در مناقب با ذكر سند از عامر بن وائله نقل شده كه على عليه السلام در بالاى منبر كوفه خطبه خواند و فرمودند : « اى مردم پيش از آنكه از ميان شما بروم هرچه مىخواهيد از من سؤال كنيد ، به خدا قسم از هيچ آيه از كتاب خدا از من سؤال نمىكنيد مگر اينكه براى شما خواهم گفت . كى نازل شده ، در شب يا روز ، در حال اقامت يا در حال حركت ، در وادى يا در كوه ، و درباره چه كسى نازل شده ، مؤمن يا منافق . و نيز آنچه را كه خداوند قصد نمود از عام يا خاص . سپس ابن كوآ گفت : مرا خبر بده از اين آيه شريفه كه مىفرمايد : « إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ هُمْ